تبليغاتX
دانلود كتاب هاي موجود در وبلاگ را فراموش نكنيد پیام آور آریایی
87/10/05
گاتها سرودهای زیبای اشوزرتشت
گذاشته، تا اندازه‌ای بوده است كه می توان گفت پایه‌ی فلسفه‌ی افلاطون همان «فَرَوَشی» اشوزرتشت است و باور هراكلیت مبنی بر آن‌كه اصل  و سرچشمه‌ی جهان نور است، همان باور پیامبر ایرانی است. بر پایه‌ی نتیجه‌های پژوهش‌های پروفسور ویتنی:

«ایران از زمان كورش بزرگ تا نبرد ماراتن، بزرگترین و باتمدن‌ترین كشور خاور زمین بود. در آن زمان اروپای كنونی هنوز به‌وجود نیامده بود و یونان متحد نشده و مردمانش تنها به علت ترسی كه از قدرت نظامی ایران داشتند برای مدتی كوتاه با هم متحد شدند. ایران در آن زمان به جهان قانون و دین داد و آن دین و قانون هم شریعت اشوزرتشت بود

...«ایران چه پیروز و چه شكست خورده،‌ همیشه در موجودیت خود پابرجا بوده و همه وقت به علت سرشت درونی كه دارد تاثیر و نفوذ بیش از اندازه‌ای در دیگر ملت‌ها نموده است.»(هنری بُر
)

اما تاثیر ونفوذ مستقیم آیین زرتشت بیشتر در فلسفه‌ی هند، آلمان، و دین‌های سامی دیده می‌شود و این تاثیر به‌ اندازه‌ای در اندیشه‌های سامی رخنه كرده است كه برخی پژوهشگران باور دارند كه آیین زرتشت كلید فهم مسیحیت و اسلام است و به گفته‌ی ویدن‌گرن مستشرق معروف سوئدی:‌ «هنگامی كه تاریخ آیین یهود، مسیحیت و اسلام را مورد بررسی قرار می‌دهیم، درمی‌یابیم زندگی مذهبی مردمِ باستان به‌ویژه از زمان شاهنشاهی هخامنشیان به طور قطع، تحت تاثیر و نفوذ  مزداپرستی بوده است.»


به عبارتی، تاثیر و نفوذ مزداپرستی در یهودیت به این صورت انجام گرفت كه آیین یهود در آغاز خدا را به صورت دیكتاتوری بولهوس می‌دید، كه گاهی كارهای نیك می‌كرد و گاهی به كارهای بد روی می‌آورد، ولی به تدریج یهودی‌ها پس از آشنایی با یزدان‌پرستی، یاد گرفتند كه كارهای آدمی را به خدا نسبت ندهند.


در مورد مسیحیت همین قدر می‌توان به گفته مترلینگ اشاره كرد كه:

 «پژوهش در آیین ایرانیان باستان از لحلظ مسیحیان خیلی جالب توجه است زیرا سه چهارم و حتا چهار پنجم باورهای عیسویان از ایرانیان گرفته شده است
و اما نفوذ وتاثیر اندیشه‌های اشوزرتشت در فلسفه‌ی
آلمان را، بیشتر در نوشته‌های كانت و هِگل، دو نابغه‌ی برجسته‌ی آلمانی، می‌توان دید. به‌طوری‌كه هِگل آشكارا می‌گوید:

 «نور برای نخستین بار با پیدایش زرتشت در تاریخ آغاز به درخشش كرد.»


این نور كه به گفته‌ی شاعر معانی‌شیرازی:

«آنكه عالم را منور كرده است      نیست جز نور صفای زرتشت
»

همچنان
چراغ راه بشر بوده و در این اواخر، نفوذش تا به آمریكا هم رسیده و در این كشور باشگاه‌های زرتشتی گشایش یافته و كتاب‌ها و مجله‌های بسیاری در مورد اندیشه‌های این پیامبر انتشار می‌یابد و همانگونه كه پروفسور میلز می‌گوید:

«اوستا مانند صخره‌ای كه خیلی آهسته در برابر باد و باران تسلیم می‌شود همچنان پایدار مانده است.»


و نیز ساموئل لنگ درباره‌ی درستی و جاودانگی این آیین و نیز تطابق آن با همه‌ی علم‌ها باور دارد كه:

«هیچ دلیلی ندارد كه یك زرتشتی برای دین خود به هراس افتد و بلرزد، چنانچه گالیله‌ای تلسكوپ اختراع كند و یا نیوتن قانون جاذبه را كشف نماید. برای او هیچ لازم نیست درباره‌ی طوفان نوح به بحث بپردازد و درباره نظم جهان و چگونگی آفرینش آن، آن طور كه در سفر پلوتن آمده، دلیل آورد. خیر او حتا می‌تواند در برابر آخرین و ترسناك‌ترین كشف اینكه آدمی برای مدت نامعلومی روی زمین زندگی می‌كرده و به‌جای اینكه از مقام شامخ و بلند سقوط كرده باشد، خونسرد باقی بماند. اكنون به من بگویید ببینم چند تن از مسیحیان متعصب كه به دین خود سخت پایبندند می‌توانند در برابر اینگونه مسایل به همین شكل رفتار كنند و یا انكار نمایند كه كشفیات علمی، كیش آنها را آنچنانكه در كتاب‌های مقدس‌شان بیان شده به لرزه درنیاورده است؟.»


وی به دنبال گفته‌های خود می‌افزاید:

«آموزش‌های زرتشت طوری مطابق دانش‌ها و صنایع امروزی است كه باید گفت برای دنیای متمدن امروزی یكی از بهترین دین‌ها است
برای گفتن شرح حال گاهان می‌توان به نتیجه‌ی پژوهش اوستاشناسان و ایران
شناسان استناد كرده و گوشه‌ای از این اقیانوس بی‌كران را مورد بررسی قرار داد ......


گاهان از نگاه اوستاشناسان 

 

«آیین زرتشت آن طور كه در گاتها محفوظ مانده، به كلی از آلایش نو بیگانه و بری است. مرتبه‌ی اخلاقی زرتشت و جنبه‌ و جدیت و علو مقام بشریت و درجه‌ی فلسفی او را، به خوبی از گاتها می‌توان دریافت كه با چه جرات و استحكام به بلندترین و مهمترین مساله پرداخته است. او مردی است كه پا از دایره‌ی استعداد زمان خویش بیرون نهاد. در آن زمان كهن از برای ذات پروردگار و برخاستن نیروی بدی گفته‌های فلسفی آورد. پایه‌های دین او در فدیه و قربانی و آیین‌های ظاهری نیست، بلكه اندیشه‌ی پارسا وپاك وبر پایه آن، زندگانی نیك،اساس آموزش‌های اوست.»(پروفسور كیكر)

«آزادی اندیشه، وحدت دینی و خردورزی شدید، هوش تند
وتیز و ذوق ویژه برای چیزهای نوی اخلاقی كه همیشه از ویژگی‌های ایرانیان بود، در گاهان زرتشت به خوبی دیده می‌شود.»(پرفسور میه
)
«در گاتها، زرتشت به شكل
ویژه‌ای و با اندیشه‌ی ژرف صحبت می‌دارد. هر یك از بندهایش دارای اندیشه‌ای است و به طور اساسی یك گفته را پیگیری می‌كند، ولی هر آن، به شكلی اندیشه‌ی خود را جلوه می‌دهد. سخنانش عاری از پیدایش ساختگی است. یك‌سو و یك‌آهنگ با اراده‌ای استوار گفته‌های خود را می‌گوید. هیچ چیز در آن پاشیده و پریشان نیست. حرفی زیاده ندارد و همه سخنانش اندازه و مقیاس است. گفتارش پر از روح وقدرت است. به هیچ عنوان به زواید نمی‌پردازد، آنچه می‌گوید بنیادین است.»(گلدنر
)

«سروده‌های زرتشت –گاهان
- نخستین كوشش روشن وگویا را برای بهتر ساختن و نوكردن دل مردمان دربردارد و امروز نیز در همه‌ی دین‌های ما زنده است و شاید آینده هم بر آن ریخته باشد. این سرودهای راستین در منش یكتا و بی‌همتاست و منش هرگز پیر نمی‌گردد. بر جهان امروز است كه آنها را به‌كار ببندد. جهان باید با دلبستگی فراوان به بررسی گاتها بپردازد، چون در گاتها پایه‌های منش زندگی به شیوه‌های بسیار اثربخش و نیرومند نمایان گشته است. حق داریم و می‌توانیم به آزادی بگوییم كه اوستا كهن‌ترین سند درونی است. كه جوینده و آزماینده‌ی منش و گفتار و كردار است. به راستی بهشت و دوزخ مینوی كه اكنون با آن آشنا هستیم –و این تنها نوع زندگی آینده است كه مردم با خرد می‌پذیرند- تا آنجا كه آگاهیم، برای نخستین بار در گاهان آمده است.»(پروفسور میلز
)

«ما در گاهان با
چنان احساس‌های خوب و شریف و باور قوی به آیین راستی و ‌چنان اخلاقیات عالی روبرو می‌شویم، كه نمی‌توانیم از ستایش، گوینده‌ی این سرودها خودداری كنیم.»(پل هورن
)

«اگر داستان اندیشه‌ی مرد را ارزش است، اوستا پایه‌ی بلندی دراین
داستان دارد، هرگز كسی در هیچ زمانی، بلندی شگرف این بخش از اوستا(گاهان) را رد نكرده است. كجا  در اندیشه‌ی مردی چنین بلندی و شكوهی یافت می‌شود.»(استاد میلز)


«درخشان‌تر و بلندتر از آموزش‌های زرتشت در گاهان سخن نتوان گفت.»( پروفسور میلز)


«كتاب مقدس كمتر مردی دارای چنین ادراك روشنی، از درستی و نادرستی می‌باشد و كمتر كتاب مقدسی چنین تصویر اخلاقی از «وظیفه» دارد كه در كتاب اشوزرتشت گفته شده است. كمتر كیشی وجود دارد كه با این قوت لزوم پاكی برای جسم و روح را تلقین بنماید.»(پروفسور جكسون)

(ماهنامه کتیبه ۱۳۷۹ شادی آریابد – كارشناس ارشد زبان‌های باستان)

 یاری نامه:
1- مهرین، مهرداد : آیین زرتشت و تاثیر و نفوذ آن در شرق وغرب، انتشارات فروهر، 1361.
2-دوشن گیمن، ژاك : زرتشت و جهان غرب، ترجمه‌ی مسعود رجب نیا، انتشارات مروارید،‌ 1363.
3-دورانت، ویل : تاریخ تمدن مشرق زمین گاهوراه‌ی تمدن، ترجمه‌ی احمد آرام، ع.پاشایی، امیرحسینآریانپور، نشر آموزش انقلاب اسلامی، 1365.
4-كربن، هانری : روابط حكمت اشراق و فلسفه‌ی ایران باستان، انتشارات انجمن ایران‌شناسی، 1325.
5-مهرین، مهرداد : فلسفه‌ی شرق، موسسه مطبوعاتی عطایی، 1361.

+ پژوهشگر : شادي آريابد