
گزینش کیش زرتشتی
کیش زرتشتی بر پایه ی آزادی گزینش استوار است . بدینسان که در این کیش هرگز آدمی با زور و فشار به پذیرش واداشته نمی شود ، بلکه پذیرفتن کیش بر پایه اندیشیدن و آزادی گزینش است . باور داشتن به گزینش کیش زرتشتی همانست که در سرود ورجاوند " سروژ واژ " زیر عنوان " فروران " می آید .فروران معنی برگزیدن را دارد و نخستین واژه ایست که در سروش واژ می آید :
" بر می گزینم کیش مزدیسنا ( مزدا پرستی ) را که آورده زرتشت است و کیشی است که نکوهنده خدایان پنداری و ستایشگر آفریدگار داناست. "
همانگونه که در این سرود آمده است هر زرتشتی کیش مزدیسنی را بر می گزیند و روشن است که گزینش بر پایه اندیشیدن و سنجیدن استوار است نه زور و فشار یا بطور موروثی . جز سروش واژ در بسیاری از سرودهای دیگر اوستایی به آزادی گزینش دین و اندیشیدن و سنجیدن اشاره شده است ، از جمله در سرود زیر از گاتها :
" بهترین گفته ها را به گوش هوش بشنوید
و با اندیشه روشن بنگرید
سپس هر مرد و زن از شما
از این دو راه نیکی و بدی
یکی را برای خود بر گزینید
این آیین را پیش از آنکه
روز بزرگ فرا رسد در یابید ."
نوزادگی چیست ؟
دختران و پسران زرتشتی از هفت سالگی باید اوستا و نمازهای پنجگانه را بدانند و پس از دانستن باید آنها را سدره بپوشانند و کشتی ببندند و به کیش بهی در آورند . این آیین سدره پوشی و کشتی بندی را نوزادی گویند که معنی آن پرستش نخست و بندگی نو و نوزادگی می باشد .
سدره و کشتی چیست ؟
سدره زیرپیراهنی سپید و ساده و گشاد و بی یقه و دارای آستین های کوتاه است . که از نه تکه پارچه دوخته میشود . چاکی در میان دارد که به بالای سینه میرسد . در پایان آن چاک کیسه کوچکی است بنام کیسه کرفه ( ثواب ) این کیسه نشانه گنجینه اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک است . نه پارچه بودن سدره نمونه یی از نه پایه جهان هستی است که در بند یک یسنای 44 بدین گونه یاد شده است :
1- گیتی 2- تن 3- دریافتها و سهش ها ( ادراکات و احساسات ) 4- اهو یا جان 5- کالبد 6- دین ( وجدان ) 7- بوده یا بوی ( نیروی دریابنده ) 8- اوروان یا روان 9- فروهر (روان هستی آدمی) واژه سدره در اوستا وهومنوواسترا می باشد که به معنای جامه نیک اندیشی است .
کشتی بندی است سپید و باریک که از 72 نخ پشم گوسفند بافته می شود . شماره 72 نشانه 72 بخش یسنا از بخشهای ارجمند اوستا است . این 72 هات نیز شش بخش می شود که هر بخشی دارای 12 نخ است .شماره 12 نمودار 12 ماه سال ، شماره شش نمودار شش جشن بزرگی است که آنها را گاهانبار می گویند .
فلسفه سدره و کشتی
سدره و کشتی بستن بهدینان دارای مفهوم و معنای بسیار ژرفی اخلاقی و روانی است . نخست خود سدره و کشتی و چگونگی آنها هر یک معنای ژرفی در بر دارد . سدره جامه سپید پیروی از پاکی و پارسایی است . هنگامی که یک زرتشتی سدره ببر می کند ، معنایش آنستکه زرتشتی درون و برون خود را چون جامه سپید پاک و بی آلایش نگه میدارد. کشتی رشته بندگی خداست و زرتشتی کمر بسته کسی است که میان به فرمانبری خدا بسته که هرگز از فرمان خدا بر نمی تابد .
سه گردش کشتی به کمر نشانه سه پایه اخلاقی کیش زرتشت . اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک است و سه بار گردش این معنا را می رساند که یک زرتشتی می باید در راه سه پایه اخلاقی یاد شده میان ببندد و هرگز از سه پایه اخلاقی یاد شده دور نشود . هنگام بستن کشتی چهار گره میزنند که چهار گره نشانه چهار آخشیج ( آب - آتش – هوا و خاک ) است که نزد ایرانیان گرامی است .
هنگام زدن چهارگره ، در زدن گره نخستین باید اندیشید که خدا یکی است ، در گره دوم باید هرگونه دو دلی را از کیش زرتشتی از خود بدور کرد و دانست که کیش زرتشتی بی آلایش و راست و درست است ،در گره سوم اندیشید که زرتشت پیام آور خداست . در گره چهارم ، باید اندیشید که تا می توانم به راه نیک میروم و هرگز از کیش زرتشتی بر نمی گردم و به راه بدکاری نمی روم .
درازی کشتی نشان آن است که گر چه این زندگانی دراز است ولی آن را انجامی است و روزی زندگی به پایان میرسد . تهی و دولا بودن میان کشتی این را می رساند که این جهان دو چهره دارد ، جهان گیتی مادی که لای زیرین نشان آنست و جهان مینو که لای زبرین آنرا می نمایاند .
دولایی نشان آنست که این دو جهان از هم جدا نیستند و جهان مادی و گیتی با جهان مینو (معنوی) پیوند دارد و انسان از جهان گیتی ره به جهان مینو می برد .
بن درونی کشتی که گره گاه است ،نشان بن زندگانی این جهان است اگر کسی نیکوکار باشد بی دشواری از این گره گاه برنهاده و به جهان مینو وهر کس که بزه کار باشد در میان گره گرفتار می آید .
اوستای کشتی
هنگام بستن کشتی نیایشی خوانده می شود که اوستای کشتی نامیده می شود .برگردان اوستای کشتی چنین است :
به یاری اهورامزدا
با اندیشه نیک – گفتار نیک و کردارنیک از هرگونه گناهی که با اندیشه و گفتار و یا با تن و روان کرده ام ، چه مادی باشد چه مینوی از همه آنها پشیمانم و از هرگونه گناهی که اندیشیده و گفته و کرده و شنیده و دستور آنرا داده ام از همه آنها پشیمانم و پتت می کنم .
شکسته باد اهریمن ( سه بار )
شکسته و نابود باد اندیشه گناه آلوده بد اندیش . با همه تبهکاران و دروغگویان و جادوان گجسته (ملعون) .
اینان در دوزخ تاریکی نگون و نگونسار باشند و هیچ کارشان به کامشان مباشد هر کار و کار نیکی که بخواست اهورامزدا و امشاسپندان انجام گیرد پیروز گردد و کامیابی آورد . همه کارها بر پایه دین پاک اورمزد باشد . بزرگ و پاک و پیروزگر باد دادار اورمزد فروغمند با فر و شکوه و بسیار آگاه . به خوشنودی اهورامزدا .
اشم وهو( راستی بهترین نیکی و سعادت است . سعادت از آن کسی است که راست و خواستار بهترین راستی است .)
خشنود کردن اهورامزدا و خوار کردن اهرمن با خواستن کار نیک و انجام آن مایه کامیابی است.
می ستاییم پاکی و پارسایی را .
اشم وهو( راستی بهترین نیکی و سعادت است . سعادت از آن کسی است که راست و خواستار بهترین راستی است .)
یتا اهو ( هنجاری که بر جهان هستی فرمان می راند زندگی و سرشت مردمان را زیر فرمان دارد . منش نیک از آن کسی است که از هنجار هستی پیروی کند و توانایی راستین را کسی دارد که بر خواسته های ناهنجارش چیره شود راستی هنجار هستی است . راستی مایه خوشبختی است . ) دو بار خواندن ...
بر می گزینیم کیش مزدیسنا را که آورده زرتشت است و استوارم بر این کیش .
می ستایم اندیشه نیک – گفتار نیک و کردار نیک را .
می ستایم دین نیک مزدیسنا را که نکوهنده جنگ و خونریزی و ستایشگر از خود گذشتگی و پارسایی است و از تمام دینهای کنونی و آینده بزرگتر و بهتر و نیکوتر است .
بر پایه این کیش ، اهورامزدا را آفریننده هستی و همه نمودهای هستی میدانم .
بیاری من بیا ای اهورامزدا ( سه بار )
درود به دلیری خوش آیند .
درود به زمانه بی آغاز...اشم و هو
( راستی بهترین نیکی و سعادت است.سعادت از آن کسی است که راست وخواستار بهترین راستی است.)
ورزانیدن (varzânidan): اعمال کردن