
جبــر و اختیـــار
در جهان بيني زرتشتي ( كليات جهان بيني ، يعني اينكه ديدگاه انسان نسبت به چگونگي آفرينش ، چگونگي گردش روزگار ،شناخت انسان و رابطه انسانها (زن و مرد و نژاد) ، رابطه انسان با طبيعت و خالق خود و برعكس و ... مشخص شود) انسان داراي ” من“ است و خداوند بزرگ دانا به همه انسانها اين توانايي را داده است كه ميتواند خود را درك كند و بشناسد و بداند كه هست و ... ، و مي تواند ” من“ خويش را تحت كنترل خود قراردهد و تغيير و پرورش دهد . به اين قدرت بزرگ ” قوه درك “ گفته ميشود تا بتواند دنيا را تجزيه و تحليل كند و به قوانين اشا (هنجار هستي) پيببرد و قدرت اراده و اختيار بخشيده كه بتواند غرايز خود را كنترل نمايد و هر راهي كه دوست دارد برگزيند . انسان چه مرد و چه زن آزادي كامل دارد كه با خرد خويش همه چيز را مورد شناخت و سنجش قراردهد و هر چه را دوست دارد ، جه نيك و چه بد آزادانه انتخاب كند
حال اگر سرنوشت انسان را به معني وضعيت آينده او در نظر بگيريم (در لغتنامه دهخدا ، سرنوشت انسان به معناي حكم ازل و قضاي ازل يعني آنچه در روز ازل تقدير شده باشد ، آمده است) برخلاف مفهوم رايج آن كه ميگويد انسان بر سرنوشت خود هيچگونه تسلطي نداشته و مشيت خداوند است كه سرنوشت انسان را ميسازد ، در جهانبيني زرتشتي هر كس سرنوشت خود را با انديشه و گفتار و كردار خود ميسازد و سازنده سرنوشت انسان ، خود انسان است
رفتار انسان اختياري است ،ولي بازتاب آن جبري و گريزناپذير است . اين قانون ، جزيي از نظام خللناپذير حاكم بر هستي است كه سرانجام ” گندم از گندم برويد ، جو ز جو “
يسناي 31 بند 20 از سرودهاي شت زرتشت ميفرمايد :
” كسي كه به راستي گرايد به روشنايي و شادماني خواهد رسيد ، و كسي كه به دروغ گرايد تا ديرگاه زندگي را در تيرگي و كوردلي و آه و افسوس بسرخواهد برد . براستي او را وجدانش و كردارش به چنين سرانجامي ميكشاند .“
بر پايه قانون اشا ، رفتار انسان در همين جهان به خودش بازمي گردد و سرنوشتش را رقم خواهد زد . پس بهتر است كه با انديشه و گفتار وكردار نيك بهتربن زندگي را براي خود فراهم آوريم .
۱- خنجري ، خداداد ، بينش زرتشت ، چاپ دوم ۱۳۸۰-تهران – صص ۵۶ تا ۶۶ .
ورزانیدن (varzânidan): اعمال کردن