تبليغاتX
پــیـــام آور آریـــایــی

 

"پـایه هـای آیین بهــی"

 

 

پیش از اشو زرتشت مردمان به خدایان بسیار و گوناگون باور داشتند . نخستین کاری که پیام آور در زمینه جهان شناسی و دین آوری کرد آن بود که خدایان پنداری را از پایگاه خدایی پایین آورد و مردم را به پرستش خدای یگانه – اهورا مزدا – هستی بخش دانا ی بزرگ فرا خواند . پیامبر به مردمان آموخت که در جهان هستی نیروی هستی بخش بخرد را که پرتو آن در همه نمودهای هستی هست خدا خواند و فرمود بجای آنکه به پندارهای خود بیاویزید و خدایان ساخته پندار خود را بپرستید و در پای آنها قربانی های خونین بکنید به هستی و نمودهای آن رو کنید و نیروی آفرینشی را که در هستی هست و خردی را که بر هستی فرمان می راند بشناسید و در بیابید و اینرا بدانید که در جهان تنها آن نیروی بخرد هست که هستی و آفرینش از اوست و او اهورا مزدا یا هستی بخش دانای بزرگ است .

از دیدگاه آیین بهی ( زرتشتی ) خدا نه در آسمانها جا دارد و نه آدمی گون است . از دیدگاه زرتشت پاک پروردگار یا اهورامزدا نیروی آفرینش یا هستی بخش بخرد یگانه ایست که نزاییده می شود و نه می میرد ، بوده و هست و خواهد بود و همه آفرینش ها از اوست . به گفته دیگراز دیدگاه آیین بهی ، خدا " نیروی آفرینش" یا " نیروی فروغ " یا " فروغان فروغ " یا " شیدان شید"  یا " نورالانوار" است که نیرویی است یگانه و بی آغاز و بی انجام  و بی کران و جاویدان و نادیدنی و نا بسودنی و نابود نشدنی و آفریننده . خدا فروغ آسمانها و زمین ، جان جهان ، نیروی بهنجار و بخرد آفرینش ، گوهر و بنیاد هستی و ذات گستره ایست که همه چیزهاست .

 زرتشت پاک می فرماید :

 

" می ستایم اهورامزدایی را که سرچشمه همه چیزهاست ،

اهورامزدایی که فروغ سرشار است ... "

 

از دیدگاه آیین بهی پهنه هستی جلوه گاه اهورامزد است و هر ذره ای از ذره های هستی در بر دارنده پرتو و فروغی از اهورا مزداست که از این گفته نتیجه می شود که شناخت اهورا مزدا از شناخت نمودهای هستی و از راه دانش و پژوهش در نمودهای هستی ممکن می گردد.

 

در اینباره زرتشت پاک می فرماید :

 

" ای اهورامزدا ، همانکه تو را با دیده دل نگریستم ،

به نیروی اندیشه خود دریافتم ، که تویی سرآغاز

که تویی سرانجام

که تویی سرچشمه منش پاک

که تویی داور دادگر راستی در هر دو جهان ... "

 

( یسنا 31- بند 8)

 

 

" ای مزدا – ای اندیشمند بزرگی که از روز نخست افلاک را با نور خود

روشن ساختی و با نیروی خرد خویش به این درستی و خوبی

نظم و هنجار دادی ای کسی که همواره یکسانی ، فروغ

 ایمان و نور پاک منشی را بر همه ما بتابان ..."

 

      (یسنا 31 – بند 7)

 

 

" چون تو ای مزدا سرچشمه راستی و همه نیروها هستی ،

 ما را رهبری فرما تا در پرتو نیروهایت دوران زندگی خاکی

را چنانچه بایسته است بگذرانیم و در پایان

با روانی پاک به سویت باز گردیم ..."

 

                                             ( یسنا 34- بند 6)

 

 

کتابنامه :

دین پایه زرتشتی به نوشته دکتر حسین وحیدی

برگردان گاتها - موبد رستم شهزادی  


لينك ثابت نوشته شده در 19 Jul 2008ساعت 9:45 PM توسط ::شادی آریابـــد::


میهن سالاری نه مردم سالاری!!

 

به یادبود چهاردهم امرداد:
سالروز مشروطه پادشاهی

تا تهیه در لندن، شد اساس جمهوری
خودسری تدارک شد، بر قیاس جمهوری
ارتجاع و استبداد در لباس جمهوری
آمـد و نـمود حـیله بـا رنـود
جمهوری نقل پ‍شکل است این
بسیار قشنگ و خوشگل است این
{میرزاده عشقی: تصنیف جمهوری}

 به نوشته «فرانتس نویمان» در کتاب «دولت دموکراتیک و دولت قدرت مدار»: اگر آزادی سیاسی را مساوی آزادی قانونی بگیریم، دیگر نخواهیم توانست از این عقیده دفاع کنیم که آزادی سیاسی در هیچ نظامی بهتر از دموکراسی [یا حکومت مردم] حفظ نمیشود. درآن صورت، سلطنت مشروطه نیز به خوبی و بلکه بهتر از دموکراسی از کار درمی آید./
برای نمونه درباره جمهوری هلند ... ( ادانه آن را بخوانید )

http://omidataeifard.blogspot.com}


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در 11 Jul 2008ساعت 3:30 AM توسط ::شادی آریابـــد::


میهن سالاری نه مردم سالاری!!

 

کشورهایی که دموکراسی و آزادی را دارا هستند، از دورانی سخت و دشوار گزشته اند و هیچگاه یکشبه به حکومتی دمکراتیک نرسیده اند. بدون نگرش و آگاهی از زوایا و زمینه ها، نمیتوانیم به درستی به تبیین و تفسیر تاریخ ایران بپردازیم. برای نمونه روشنفکرنمایانی که اندیشه هایی تاریک داشته اند (امثال مسعود بهنود و محمد قوچانی) به دیکتاتوری رضاشاه پهلوی و کمبود آزادیهای سیاسی ایراد گرفته و ناسزا گفته اند. (همه میدانند که رضاشاه در چه شرایطی ایران قجری و عصرحجری را تحویل گرفت و با چه افراد و احزاب فریفتار و بیگانه

پرست روبرو بود).............( ادامه آن را بخوانید)

 

نوشتاری از استاد امید عطایی فردhttp://omidataeifard.blogspot.com  ...  


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در 8 Jul 2008ساعت 11:22 PM توسط ::شادی آریابـــد::


میهن سالاری نه مردم سالاری!!

 

رایزنی و گفتگوی سه جانبه داریوش و اتانس و مگابیز، درباره انواع سه گانه ی حکومت (پادشاهی، جمهوری، الیگارشی) بنیاد اندیشه های سیاسی غرب گردید و گاهی آینه وار از زبان فیلسوفان و اندیشمندان آنان بازگو شده است. از دیدگاه برتراند راسل: حكومت را معمولا وقتي دموكراتيك مي‌نامند كه درسد نسبتا زيادي از مردم در قدرت سياسي سهيم باشند. در افراطيترين دموكراسيهاي يونان، زنان و بردگان سهمي نداشتند. و امريكا نيز پيش از آنكه زنان حق راي به دست آورند، خود را يك حكومت دموكراتيك مي‌دانست. .... (ادامه آن را بخوانید)

 

نوشتاری از استاد امید عطایی فردhttp://omidataeifard.blogspot.com  ...


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در 3 Jul 2008ساعت 10:5 PM توسط ::شادی آریابـــد::


میهن سالاری نه مردم سالاری!!

 

 

جمهوریت یا مردم سالاری در سرآغاز و نیز ژرفایش از این تناقض و پارادکس برخوردار است که مردم کسی را خواه مستقیم و خواه غیرمستقیم به نوان «رییس» جمهور برمیگزینند!! دیگر اینکه مردم سالاری یعنی دادن مقامی دولتی به یک دلال یا بقال یا قصاب و هر قشر دیگری که از سواد یا آگاهی درستی درباره کشورداری برخوردار نیست. یک کارگردان سینما یا کشتی گیر، نماینده ی مجلس میشود بی آنکه از علم حقوق و سیاست چیزی بداند....    ادامه آن را بخوانید

 

نوشتاری از استاد امید عطایی فردhttp://omidataeifard.blogspot.com  ...


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در 30 Jun 2008ساعت 1:37 AM توسط ::شادی آریابـــد::

Time spent here: