
"پـایه هـای آیین بهــی"
پیش از اشو زرتشت مردمان به خدایان بسیار و گوناگون باور داشتند . نخستین کاری که پیام آور در زمینه جهان شناسی و دین آوری کرد آن بود که خدایان پنداری را از پایگاه خدایی پایین آورد و مردم را به پرستش خدای یگانه – اهورا مزدا – هستی بخش دانا ی بزرگ فرا خواند . پیامبر به مردمان آموخت که در جهان هستی نیروی هستی بخش بخرد را که پرتو آن در همه نمودهای هستی هست خدا خواند و فرمود بجای آنکه به پندارهای خود بیاویزید و خدایان ساخته پندار خود را بپرستید و در پای آنها قربانی های خونین بکنید به هستی و نمودهای آن رو کنید و نیروی آفرینشی را که در هستی هست و خردی را که بر هستی فرمان می راند بشناسید و در بیابید و اینرا بدانید که در جهان تنها آن نیروی بخرد هست که هستی و آفرینش از اوست و او اهورا مزدا یا هستی بخش دانای بزرگ است .
از دیدگاه آیین بهی ( زرتشتی ) خدا نه در آسمانها جا دارد و نه آدمی گون است . از دیدگاه زرتشت پاک پروردگار یا اهورامزدا نیروی آفرینش یا هستی بخش بخرد یگانه ایست که نزاییده می شود و نه می میرد ، بوده و هست و خواهد بود و همه آفرینش ها از اوست . به گفته دیگراز دیدگاه آیین بهی ، خدا " نیروی آفرینش" یا " نیروی فروغ " یا " فروغان فروغ " یا " شیدان شید" یا " نورالانوار" است که نیرویی است یگانه و بی آغاز و بی انجام و بی کران و جاویدان و نادیدنی و نا بسودنی و نابود نشدنی و آفریننده . خدا فروغ آسمانها و زمین ، جان جهان ، نیروی بهنجار و بخرد آفرینش ، گوهر و بنیاد هستی و ذات گستره ایست که همه چیزهاست .
زرتشت پاک می فرماید :
" می ستایم اهورامزدایی را که سرچشمه همه چیزهاست ،
اهورامزدایی که فروغ سرشار است ... "
از دیدگاه آیین بهی پهنه هستی جلوه گاه اهورامزد است و هر ذره ای از ذره های هستی در بر دارنده پرتو و فروغی از اهورا مزداست که از این گفته نتیجه می شود که شناخت اهورا مزدا از شناخت نمودهای هستی و از راه دانش و پژوهش در نمودهای هستی ممکن می گردد.
در اینباره زرتشت پاک می فرماید :
" ای اهورامزدا ، همانکه تو را با دیده دل نگریستم ،
به نیروی اندیشه خود دریافتم ، که تویی سرآغاز
که تویی سرانجام
که تویی سرچشمه منش پاک
که تویی داور دادگر راستی در هر دو جهان ... "
( یسنا 31- بند 8)
![]()
" ای مزدا – ای اندیشمند بزرگی که از روز نخست افلاک را با نور خود
روشن ساختی و با نیروی خرد خویش به این درستی و خوبی
نظم و هنجار دادی ای کسی که همواره یکسانی ، فروغ
ایمان و نور پاک منشی را بر همه ما بتابان ..."
(یسنا 31 – بند 7)
![]()
" چون تو ای مزدا سرچشمه راستی و همه نیروها هستی ،
ما را رهبری فرما تا در پرتو نیروهایت دوران زندگی خاکی
را چنانچه بایسته است بگذرانیم و در پایان
با روانی پاک به سویت باز گردیم ..."
( یسنا 34- بند 6)

" پیامبر آریایـــی "
پیامبر آریایی کتابی است درباره رازآمیزترین چهره تاریخ ایران و جهان . فرزانه ای که از یک سو فرهنگ ودایی و اوستایی را فراز بخشید و از سوی دیگر ، دانشمندان یونانی در پیشگاهش ، شاگردوار ، زانو زدند . دامنه دیدگاه های او در درازنای تاریخ ، فرهیختگانی چون فردوسی و حافظ و سهروردی را در بر گرفت و فروزه هایش به گونه ای بس شگفت انگیز در تندباد زمانه ، همچنان روشنی بخش اندیشمندان ماند . آن نابغه بی همتا ، بنیانگزار فلسفه ، عرفان ، و حتا شعر و نمایشنامه به شمار می رود . از دانش و بینش چنان ژرفی برخوردار بود که جهان شرق ، او را حکیم ، و جهان غرب او را افسونگر ( مجوس / Magic)می خواندند . از فیساغورس و افلاتون تا هگل و نیچه ، ستایشگر وی بودند اما پیامبرآریایی ، این بزرگترین چیستان تاریخ ، تاکنون پژوهشگران را در پس پرده های راز ، پُرسان و حیران به جای نهاده است ، زیرا زمان ، مکان و جهان بینی او همچنان نا شناخته و یا همراه با کژبینی می باشد . برای نخستین بار در پهنه پژوهشهای اوستا شناسسی ، خوانندگان با یافته های نوینی آشنا می شوند که دگرگونی و گام بزرگی است در شناخت بنیادهای علوم انسانی . این کتاب کوششی است برای پاسخگویی به رمزهای نا گشوده و پایان دادن به چند گانه نگری و کشاکش پژوهش گران ، و بی گمان ، خوانندگان را سرشار از شوق و شگفتی خواهد کرد .
برای سفارش کتاب پیامبر آریایی به نوشته ی امید عطایی فرد به سایت زیر مراجعه نمایید .
http://omidataeifard.blogspot.com/
از دیگر آثار استاد امید عطایی فرد ( نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران) :
· آفرینش خدایان (راز داستانهای اوستایی)
· نبرد خدایان (جنگهای کیهانی در نوشته های کهن ایرانی)
· ایران بزرگ (جغرافیای استوره ای و تاریخی مرزها و مردمان ایرانی)
· پادشاهی در استوره و تاریخ ایران
· افسون فریدون (از پایداری تا پیروزی ایرانیان بر زهاکیان)
· تهران : خیابان انقلاب. چهارراه اردیبهشت و لبافی نژاد. نبش کوچه درخشان. انتشارات عطایی
· تهران : خیابان انقلاب. خیابان ۱۲ فروردین. کوچه مینا. شماره ۲۶. آشیانه کتاب
· تهران : خیابان انقلاب. خیابان فلستین (کاخ) جنوبی. کتابفروشی فروهر
· تهران : خیابان خردمند شمالی. نبش کوچه ششم. بنیاد جمشید
· کرج : کتابفروشی اوستا
« پروردگارا اینک در برابر تو می ایستم و به عنوان عبادت ، همه کردار و گفتار و اندیشه نیک و بجا آورده را پیشکش در گاهت می کنم » (گاتها )
ایرانی از دیر باز خود را پایبند نماز و نیایش روزانه می دانست که به هنگام پزامندگی ( بلوغ ) می رسید بایا (واجب) بود که پنج گاه در شبانه روز نماز بخواند ( گاه پیش از سپیده دم – گاه بامداد – گاه نیمروز – گاه پسین – گاه شامگاه ) و در ضمن نماز فروزه های نیک چون راستی و پاکدلی را ستایش کند و آنرا سر لوحه کردار روزانه خود قرار دهد . این نیایش در صورتی پذیرفته درگاه ایزدی قرار می گرفت که دستورات آن اجرا می شد و هدف از خواندن نماز در طی شبانه روز تنها هشدار و نیز تازه نمودن سوگند و پیمانی بود که در آیین دین پذیری ( سدره پوشی )بسته می شد .
در آیین بهی (آیین زرتشتی ) ستایش واقعی پروردگار – ذکر پاره ای آیات و تکرار بی شمار آن نیست،یک بهدین ( یک زرتشتی ) پرستش پروردگار را در کردار نیک و آبادانی و خوش و خرم گردانیدن جهان و دستگیری از بینوایان و مبارزه با اهریمن صفتان و گسترش دانش و دانایی می داند . و از گفتار بد دوری می جوید و پیوسته با اندیشه نیک خود در پیروی از قانون اشا ( راستی ) می باشد .
پیام آور خدا زرتشت پاک در این باره می فرماید :
« ای هستی بخش ، کسانی را که با کردار نیک خود و اندیشه نیک ستایش تو را به جا می آورند کامروا ساز و آرزوهای آنان را برآورده ساز چه به خوبی می دانم ستایشی که به دور از ظاهر سازی و تنها از راه کردار نیک به درگاهت نیاز شود پذیرفته می شود و بازتاب نیک خود را بروز خواهد داد . » یسنا 28 بند 10 ( اوستا )
و در یسنای 50 بند 8 می فرماید :
« ای دانا ترین – با دست های برافراشته و سرودهای ستایش خود که پر از راز و نیاز به درگاه تو است خواستارم مرا چون دوستی با وفا و فروتن بپذیری تا بتوانم در پرتو راستی (اردیبهشت) و منش نیک ( بهمن ) به تو نزدیک شوم . »
و باز در یسنای 51 بند 22 ( گاتها ) می فرماید :
« از میان مردمان کسی که به درستی و راستی و بدون خودنمایی ستایش خود را به اهورا پیشکش کند پروردگار آنرا به خوبی در می یابد خواه آن ستایش در گذشته یا حال باشد من چنین کسانی را گرامی می دارم و با ذکر نام از آنها سپاس گذاری می کنم . »
همبایست های (شروط ) نماز
همبایست آیین بهی دو گونه است : همبایست درودنی و همبایست برونی . همبایست درونی : پیراستن دل از رشک و کین و آز و اندوه و بطور کلی دوری از اندیشه بد . همبایست برونی : پاک نمودن تن و جامه و جا از آلودگی و شستن دست و رو ، سرو پا .
پرستش سو « قبله »
نماز دربرابر فروغ و روشنایی ظاهری که نموداری از نور و روشنایی عالم حقیقت و معنویت می باشد انجام می گیرد . این نور بصورت شعله آتش و یا نور آفتاب و در شب هنگام در نور مهتاب و بطور کلی در هر روشنایی و فروغی که تجلی یابد بر پا می شود .
« ای خدای هستی بخش – دانای بی همتا – چون هر دو جهان ( گیتی ، مینو ) به مشیت تو صورت وجود یافته و تو فرمان فرمودی و تو پدید آوردی و هر چه بهترین نعمت هاست آنرا به وجود آوردی پس بندگی تو را به جا می آوریم و تو را به پدید آورند تمام آنها باور داریم و ترا می ستائیم و به تو نماز می بریم و خود را وامدار و سپاس گذار تو می دانیم »
" ای هستی بخش – ای دانای یکتا – که بخشاینده همه چیز و از دیده ظاهر بین ما ناپیدایی این نور را که در برابر خود گذاشته ایم نور آفرینش تو می دانیم و آنرا به منزله قبله می شناسیم و به وسیله این نور که ذره ای از ذرات توست خواستاریم که خود را به نور حقیقت تو برسانیم بشود که با ضمیر پاک به تو نزدیک شویم » (هفت یشت بزرگ کرده 4 - اوستا )
نماز به حالت ایستاده و با صدای بلند و آرام و نرم و شمرده خوانده می شود .
نماز پارســـایی
نیایش می کنم برای راستی و پاکی و پارسایی
بنام اهورامزدا
نیایش می کنم و ستایش بجا می آوریم آفریدگار هستی ده دانای بزرگ روشنایی بخش رخشنده توانای با شکوه را . آفریدگاری که بر هنجاری استوار و خردی پایدار و برای بهزیستی و شادمانی بسیار ما را آفرید و به پیکر در آورد و پرورانید و اندیشه بخشانید . نیایش می کنم و ستایش بجا می آوریم – گاهان پاک زندگی آفرین – زندگی بخش را . و نیایش می کنیم و ستایش به جا می آوریم در این درگاه ( پیش از سپیده دم – بامداد – نیمروز و...... ) با تو ای آفریدگار جهان و گاهان و ای پرودگار دل و جان ، پیمان می بندیم و از تو یاری می خواهیم که پیوسته پوینده راه راستی باشیم جز راست نیاندیشیم و نگوئیم و گامی جز به راستی بر نداریم . اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک داشته باشیم . پیوسته به پیمان خویش پایبند باشیم و هرگز پیمان خود را نشکنیم و نگسلیم ، اهرمین دروغ ، خشم ، ترس ، کین ، آز و خودبینی را در خود نابود سازیم و خود را دانا و دلیر و دادگر و دوراندیش و نیکو و بردبار و شادمان سازیم . خانه خود را روشن ، شهر خود را خرم و سرزمین خود را آبادان داریم .بکوشیم که همه خوبی های مادی و مینوی و روانی را بدست آوریم و خود را از دوزخ پریشانی و پراکندگی و خواری و درماندگی برهانیم . رای و روان خود را استوار ، خرد و اندیشه خود را روشن و دانش و بینش خود را افزون داریم . بکوشیم که خود را تندرست و توانا و توانگر داریم و با کار شایسته روزی بایسته بدست آوردیم ، پیوسته با بدی پیکار کنیم و نیکی را بگسترانیم و یار و یاور نیکان باشیم .
آفرین گفتار باشیم از زیان و گزند و تلخی و بیم و غم بدور باشیم .
دیر زیویم ، درست زیویم ، شاد زیویم تا زیویم به کامه زیویم
مینومان باد به کامه روان ، گیتی مان به کامه تن باد .
درود بر تو درود به راستی که هنجار هستی است . درود به مهر که پیوندگان هستی است درود به شادی که آفریده نیک هستی است. درود به ما و همه مردمان نیکوکار ...
شکسته باد دروغ ، نیست باد دروغ ، نابود باد دروغ ، « هفت بار »
گفتنی است که پس از گذشت سده های دراز از یورش تازیان به خاک میهن ، هنوز یک بهدین (زرتشتی) در هر گوشه دنیا که باشد خود را موظف به اجرای دستورات دین می داند و علاوه بر نمازهای پنجگانه ، سه نیایش معروف ( اشم وهو – یتا اهو – ینگهه هاتام ) را گاه و بی گاه زمزمه می کند.
1) اشم وهو
راستی بهترین نیکی و سعادت است . سعادت از آن کسی است که راست و خواستار بهترین راستی است .
2) یتا اهو
هنجاری که بر جهان هستی فرمان می راند زندگی و سرشت مردمان را زیر فرمان دارد . منش نیک از آن کسی است که از هنجار هستی پیروی کند و توانایی راستین را کسی دارد که بر خواسته های ناهنجارش چیره شود راستی هنجار هستی است . راستی مایه خوشبختی است .
3) ینگهه هاتام
اهورا مزدا آگاه است از زنان و مردانی که در ستایش او هستند باینگونه مردان و زنان به سبب پارسایی و پرهیزکاریشان درود می فرستیم .
{نماز ایرانی- مجله فروهر شماره ۴۱۲ (آذر و دی ۱۳۸۴)صفحه ۱۴و ۱۵ نویسنده شادی آریابد}
کشورهایی که دموکراسی و آزادی را دارا هستند، از دورانی سخت و دشوار گزشته اند و هیچگاه یکشبه به حکومتی دمکراتیک نرسیده اند. بدون نگرش و آگاهی از زوایا و زمینه ها، نمیتوانیم به درستی به تبیین و تفسیر تاریخ ایران بپردازیم. برای نمونه روشنفکرنمایانی که اندیشه هایی تاریک داشته اند (امثال مسعود بهنود و محمد قوچانی) به دیکتاتوری رضاشاه پهلوی و کمبود آزادیهای سیاسی ایراد گرفته و ناسزا گفته اند. (همه میدانند که رضاشاه در چه شرایطی ایران قجری و عصرحجری را تحویل گرفت و با چه افراد و احزاب فریفتار و بیگانه پرست روبرو بود). «نویمان» پاسخ اینگونه کژاندیشیها را چنین میدهد که: از نظر تاریخی درست نیست که دموکراسی لیبرال را در برابر دیکتاتوری بگزاریم چنانکه گویی میان خیر و شر تقابل برقرار میکنیم. هرکس بخواهد بر مبنای نظامهای سیاسی درس اخلاق بدهد در فهم کارکرد آن نظامها با اشکال روبرو خواهد شد. نسبت میان دموکراسی و دیکتاتوری به آن سادگیها نیست که گاهی گفته میشود./
«نویمان» سپس به این نکته اشاره میکند که دیکتاتوری آموزشگر، در اوضاع فوق العاده و اضطراری میتواند مرحله آمادگی و یا اجرایی دموکراسی باشد. و این به راستی با روند و شرایط پدر و پسر پهلوی همخوانی دارد............( ادامه آن را بخوانید)
رایزنی و گفتگوی سه جانبه داریوش و اتانس و مگابیز، درباره انواع سه گانه ی حکومت (پادشاهی، جمهوری، الیگارشی) بنیاد اندیشه های سیاسی غرب گردید و گاهی آینه وار از زبان فیلسوفان و اندیشمندان آنان بازگو شده است. از دیدگاه برتراند راسل: حكومت را معمولا وقتي دموكراتيك مينامند كه درسد نسبتا زيادي از مردم در قدرت سياسي سهيم باشند. در افراطيترين دموكراسيهاي يونان، زنان و بردگان سهمي نداشتند. و امريكا نيز پيش از آنكه زنان حق راي به دست آورند، خود را يك حكومت دموكراتيك ميدانست. .... (ادامه آن را بخوانید)
جمهوریت یا مردم سالاری در سرآغاز و نیز ژرفایش از این تناقض و پارادکس برخوردار است که مردم کسی را خواه مستقیم و خواه غیرمستقیم به عنوان «رییس» جمهور برمیگزینند!! دیگر اینکه مردم سالاری یعنی دادن مقامی دولتی به یک دلال یا بقال یا قصاب و هر قشر دیگری که از سواد یا آگاهی درستی درباره کشورداری برخوردار نیست. یک کارگردان سینما یا کشتی گیر، نماینده ی مجلس میشود بی آنکه از علم حقوق و سیاست چیزی بداند.... ادامه آن را بخوانید
اگر ناسیونالیسم (ناس گرایی) را برابر با مردم سالاری (جمهوریت) بدانیم، و آن را بر ضد دیکتاتوری (خودکامگی فردی) بخوانیم، گزینش چشم بسته و مطلق آن، آسیبهای بسیاری را در بر خواهد داشت (چنانکه در کشورهای زیادی شاهد بوده ایم). در همین آغاز، روشنگری میکنم که غربیان نیرنگباز با اصطلاحاتی چون استبداد شرقی و دموکراسی غربی و مانند اینها، بسیاری از کتابخوانان ما را گمراه کرده اند. تاریخ غرب را از زبان خودشان بخوانید و ببینید چه جنایات و پستی هایی داشته اند. درباره استبداد غربی باید کتابها نوشت. از سوی دیگر، کاربرد «مردم سالاری دینی» یک مغلطه است زیرا دین: خداسالار میباشد و نه مردم سالار! آنچه که حضرات میگویند...............
نوشتاری از استاد امید عطایی فردhttp://omidataeifard.blogspot.com ...

" نیایش پــارسایــی"
با دست های بر افراشته بسوی تو ای اهورامزدا و با فروتنی تمام پيش از همه چيز خواستارم که بهره ای از خرد پاک خود را بمن ببخشی تا به همراهی درستی کردار و درون پاک بتوانم خوشبختی روان آفرينش را فراهم سازم .ای اهورامزدا بشود که با انديشه ی نيک به تو نزديک شوم و با پيروی از هنجار راستی و اَشویی به ارزش های گیتی و مینویی خود پی ببرم تا بتوانم راستی جویان را به سوی روشنی و خرمی و زندگی نيک هر دو جهان رهبری کنم . ای هستی بخش دانا ، من سرودهای نیایش و ستايش خود را آنسان که پيش از اين کسی نسروده است می سرایم . ای اهورا ، ای روان راستی و ای نيک انديش راستین ، از تو در خواست می کنم تا اندیشه نیک (وهومن - بهمن) و بهترین نیکوکاری (اشا وهیشتا ) و نیروی اهورایی ات ، را در جهان پرتو افکنی .پروردگارا ، درخواستم را بپذیر و بسویم روی آور (مرا از همه چیز بی نیاز کن) و خوشبختی و کامیابی بهره ام (نصیب) کن.در پرتو اندیشه پاک، روانم را بسوی فردوس رهبری خواهم کرد. و از پاداشی که تو، ای اهورا مزدا، برای کردار نیک می بخشی، آگاهم و آماده ام تا هنگامی که تاب و توان دارم به مردم بیاموزم که به راستی گرایند و درستی پیشه سازند.
پروردگارا ، چنان که در گفتار آسمانی نوید دادی، در پرتو اندیشه پاک، یاری ام کن (بسوی من آی).
و مرا از بخشش و منش پاک و راستی برخوردار ساز تا بر کینه ی دشمنانم چیره گردم و گمراهان را به برترین راه که همانا راه راستیست رهبری کنم .ای اَشا، آن بخشایشی که بهره ی اندیشه پاک است، به من ببخش. ای خداوند خرد، به من نیرو ببخش تا فرمان پاک تو را در جهان بگسترانم .ای اهورا مزدا مبادا کار ناشايستی از من سر زند که از راستی و نیک اندیشی دور گردم. ای راستی، ای سرچشمه ی پاک منشی، پيوسته می کوشم تا تو را بستايم. ای کسی که نیازهایم را بر می آوری تو را از ته دل درود و سپاس می گويم، که به راستی می دانم، نمازی که از روی باور تمام انجام شود به درگاهت پذيرفته خواهد شد. ای کسی که اميد بهشت من به سوی تست.ای سرور دانا، کسانی را که با درستی کردار و اندیشه پاک ستایش تو را به جا می آورند، کامروا ساز و نیازها و آرزوهای آنان را برآورده فرما. که به راستی می دانم، نمازی که از روی باور تمام انجام شود به درگاهت پذيرفته خواهد شد. ایدون باد ...
فروردین: این نام برگرفته از نام فروهر fravahr هاست که در حقیقت روان درگذشتگان بوده و اعتقاد بر این بود که روان های مردگان در نخستین روزهای بهار نزد اقوام خود به زمین باز میگردند.
بنا بر تصور زرتشتيان فروهر روان مردگان و نيز روان آناني است كه هنوز زاده نشده اند و جايگاه فروهر نزد خداست و هنگاميكه انساني مي ميرد روان او به فروهر او مي پيوندد و هنگاميكه انساني زاده ميشود نيز روان از فروهر جدا و به تن او در جهان مادي مي پيوندد.
اردیبهشت:........... ( ادامه ی آن را بخوانید )
براي حذف نام خليج عربي و برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل نياز به 1 ميليون امضا داريم.
اعتراض خود را به این سایت بفرستید گوگل مجبور به برگرداندن نام خلیج فارس می شود ...

فردریک نیچه و کتاب چنین گفت زرتشت
فردریک نیچه در سال 1844 در شهر روکن در ایالت ساکسون در آلمان زاده شد پدر و اجدادش همه از کشیشان پروتستان بودند و مادرش نیز از خانواده کشیش بود . نیچه پس از دوران تحصیلات مقدماتی و متوسط در دانشگاه شهر بن در رشته خداشناسی و فلسفه کلاسیک ثبت نام کرد ولی نیچه که تحت تاثیر فلسفه قرار گرفته بود با کمال تاسف خانواده اش رشته فلسفه کلاسیک را انتخاب و دست از تحصیل خداشناسی و همچنین دست از مذهب مسیح کشید . نیچه پس از پایان دوره فلسفه تا 25 سالگی به مقام مدرسی در دانشگاه بازل سویس مشغول تدریس شد ..............
ادامه را کلیک کنید ...
نیچه در این کتاب می نویسد : چرا کسی نیامد از من سئوال کند که از زرتشت چه می دانم ؟ تا بگویم هیچ . سپس ادامه می دهد از آنجائی که ایرانیان پایه گذار تمدن و تاریخ راستین می باشند آنها را قابل ستایش می دانم ... (ادامه آن را بخوانید)
برای اطلاع بیشتر از ابعاد گسترده ی فاجعه طبیعی در خلیج همیشه فارس اینجا را ببینید
امضاء کنید
http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=3807c300-ee0a-499f-800e-69540d898790

جهان بینی زرتشت
در آیین زرتشتی جهان و هر چه در آن است زیبا و دوست داشتنی و ستودنی است و آفریده اهورامزدا یا سپند مینو ( خرد پاک ) بشمار می آید .
هر آنچه زشتی و پلیدی و تیرگی و سیاه روزی در جهان دیده می شود زاده و آورده اهریمن یا انگره مینو ( منش ناپاک و پلید ) است و آدمی در این میان بی آنکه پایبند و گرفتار سرنوشتی نا شناخته و تقدیری کور و بی رحم باشد به خواست خود در پهنه رزم هستی به یکی از دو نیروی روشنایی و نیکی یا تاریکی و بدی می پیوندد 0
اما همه رهنمودهای زندگی بر آن است که.............. ادامه آن را بخوانید
شرم نامه شاملو
در سال ۱۳۳۲ به جرم جاسوسی برای کشوری بیگانه به زندان افتاد. وی بدون داشتن مدرک دیپلم ترک تحصیل میکند. در رویارویی با نشریه سخن (به سردبیری دکتر پرویزناتل خانلری) در ۱۳۲۷هفته نامه سخن نو را منتشر کرد که فقط ۵ شماره بود. در ۱۳۲۹ مجله روزنه را به طرفداری از حزب وطن فروش توده درآورد که ۹ شماره بیشتر نشد. نشریه آهنگ صبح نیز تنها ۳ شماره درآمد! نشریات بامشاد، آشنا، کتاب هفته، بارو، خوشه، ایرانشهر، و... نیز در کارنامه نیمه تمام و شکست خورده ی او جای دارد. از افتخارات! شامبیاتلو فیلمنامه های او برای فیلمهای مبتذل است: اولین هیکل، داغ ننگ، بن بست، فرار از حقیقت و... شاید همین هوای تازه فیلمفارسی ها بود که از این مردمیترین شاعر! یک قاتل نیز ساخت. وی که به مواد مخدر معتاد بود در ۱۹/۷/۱۳۴۶ با تزریق عمدی هرویین موجب مرگ میزبانش منوچهر شفیانی میشود. ....( ادامه آن را بخوانید)
نوشته شده توسط استاد امید عطایی فرhttp://antishamlu.persianblog.ir